|
بيگانه وار به خانهء
مان مينگرم
روح غريب و سر گشته
ام را
بر دست دارم
تا در خم و پيچ
جادهء اندوه
بر خاک هديه دهــم
مادر،
بيدادی و وهم
سراپايم را
گرفته است که حتی
شيطان
بلندای دوزخ خدا را
به سخره
نشسته است
و در اين بر هوت
يگانه اميدم تويی
مادرم
فريبا آتش صادق
کابل. حمل. 1387
|