|
خشونت در جامعهء ما منحيث يک سنت قبول شده در حال تداوم و گسترش
است. از آنجائيکه جامعهء ما يک جامعهء مردسالار است، فرهنگ
مردسالاری و زنستيزی با قوت در آن مسلط بوده و به وخامت گراييده
است.
خشونت در زندهگی خانوادهگی و اجتماعی، منحيث يک پديدۀ شوم و
دردناک و به شکل متنوع بازتاب داشته است که پيامدهای آن را در
کردار، رفتار و سلوک فردی و جمعی در ساحات گوناگون حيات جامعهء ما
چون خانواده، محيط کار، ساحات نظامی، سياسی، اقتصادی، اجتماعی در
ارتباط جبری جنسی در زبان، مذهب، تعليم و تربيه، مطبوعات وغيره
ساحات ميتوان مشاهده نمود.
طوريکه ديده میشود خشونت در تمامی ادوار تاريخ در جوامع بشری وجود
داشته و ميزان آن نظر به رشد و تکامل جامعه متفاوت میباشد و با
رشد اقتصاد، ارتقای فرهنگ و کلتور، تعليم و تربيه، رقم خشونت نيز
کمتر و ملايمتر شده ميرود. محققان و پژوهشگران از خشونت تعريف
های گوناگون به عمل آوردهاند.
-
يک
عده را عقيده بر اين است که خشونت يعنی استفادهء نامشروع از زور،
-
عدهء ديگر ميگويند: خشونت عبارت از هر نوع بيعدالتی توسط افراد در
خانواده در مؤسسات و نهادهای اجتماعی انجام ميشود چه فزيکی و چه
روانی.
يک
تعداد از دانشمندان چنين تصور از خشونت دارند: اين يک پديدۀ عام و
کلی بوده همه به آن مواجهاند. بنابراين خشونت مربوط کدام طبقه يا
قشر خاص نبوده و محدود به افراد بیبضاعت و بيسواد نمیباشد. تا
جاييکه ديده شده روشنفکران تحصيلکرده و اهل دانش نيز به خشونت
متوسل ميشوند. حتی در همين جامعهء مدرن پيشرفته، در موجوديت قانون
و شعارهای بلندبالای دمکراسی، زنان با خشونت روبهرو اند. چنانکه
خانم مرکل صدراعظم آلمان در يکی از بيانات خود گفت که: 25% از زنان
آلمان تحت فشار خشونت قرار دارند.
روانشناسان، عامل عمدهء بروز خشونت را مطالب آتی معرفی نمودهاند:
1.
افراديکه ضعف شخصيت، ضعف تربيت و اخلاق دارند و در سطح نازل از
فرهنگ و کلتور قرار دارند.
2.
افراديکه به مريضی روانی جسمی و عصبی گرفتار اند.
3.
افراديکه معتاد به مواد مخدره و الکل میباشند.
ولی اگر خشونت را در جامعهء خود به تعريف بگيريم، در پهلوی اين همه
مسايل ذکر شده، يک عامل ديگری نيز سبب خشونت توأم با وحشت شده است
که اين پديده در روند تکامل تاريخ کشورما همواره با زندهگی زنان
ما توأم بوده و باعث بدبختی و فاجعه در حيات روزمرهء زنان شده
ميرود و آن همان سنن و رسوم ناپسند و پليد است که منجر به خشونت در
برابر زنان میشود.
برای اثبات اين مطلب، مثال کوتاه مياوريم، زمانيکه دختر در خانواده
تولد ميشود، با صدای «وای!» استقبال ميگردد که اين خود يک خشونت
عليه دختر نوزاد است. زيرا انتظار خانواده از مادر، به دنيا آوردن
پسر يا بچه بود. بعداً طفل در محيط خشونت رشد میکند، جوان ميشود و
بالاخره ميمرد. زمانيکه ازدواج ميکند از آغاز زندهگی با خشونت
خانوادهء شوهر استقبال ميگردد.
ادامه دارد |