|
کرزی:
مردم به گونهء غیرقانونی و به وسیلهء قاچاقیان انسان به کشور های
خارجی سفر نکنند!
به
صورت عموم تصور میرود که افغانستان با پذیرفتن کنوانسیون ها،
معیارها و موازین برای تأمین حقوق بشر، یکی از پرچالش ترین کشور ها
در سطح جهان است. طیف وسیعی از تخطی های حقوق بشر نشان دهندهء
وضعیت نا به سامان در این کشور میباشد. تخطی از حقوق اجتماعی و
اقتصادی و عدم تأمین عدالت اجتماعی، بارزترین نوع عواملی اند که در
افزایش تخطی های حقوق بشر نقش گستره و مهمی را در این کشور دارند.
ولی اساس این تخطی ها تا بینهایت از یک منبع، عبارت از (دولت) که
بنیه و کارکردهایش مافیایست، سرچشمه گرفته است.
افغانستان برعلاوهء مشکلات ناشی از جنگ و بی امنی، دچار شالودگی
های دیگری چون، نبود کار و سطح زندگی نامتوازن مردم است که این
میتواند ریشهء اساسی برای توسعه و افزایش ناامنی، بیماری های
روانی، اعتیاد به مواد مخدر و ده ها مورد دیگر باشد.
در
پهلوی سایر دشواریها، گاهی مردم از وضعیت موجود و تأثیرات از محیط
که پیرامون خود دارند و می اندیشند، کشور که در آن تضمینی برای
زندگی کردن نیست و شدیداً زیر خط فقر جهانی قرار دارد، نارمل است
که از اثرات سوء این مساله، مصیبت های بزرگ اجتماعی باشد.
درضمن، چنانیکه اوج گرفتن محرومیت ها و محدودیت ها با تعریف و ربط
به مسایل سیاسی و شدیداً مذهبی قدرت استقلال مردم رنگ خود را
باخته، هراس میرود که مردم شاید بیشتر از این امکانات روز، پیشرفت
های تحصیلی، شکوفا کردن استعدادها و از همه مهمتر امنیت روانی و
عاطفی که شرط بقای هر انسان است، محروم شوند.
عدم
موجودیت فرصت های شغلی و محیط مناسب کاری مانند کارخانه های دولتی،
سپردن منابع طبیعی چون استخراج معادن و ده ها کار دیگر به بهانهء
کمبود تجربهء کاری به کارگران خارجی در شرایطی که افغانستان از جمع
کشور های مصرفی دنیا به شمار می آید، نقض آشکار حق کار برای مردم
است و در نتیجه تعداد زیاد مردم بیکار و از ناچاری و فقر عده یی
دست به گدایی زده و عده یی راه پرمشقت سفر از طریق قاچاق را اختیار
کرده اند.
قرار گزارش سازمان ملل متحد، نزدیک به بیست میلیون
نفر در این کشور به خطر گرسنگی مواجه اند. وزارت کار و امور
اجتماعی افغانستان میگوید: بیش از سه میلیون نفر بیکار است.

با
وجود این همه نابسامانی ها و بی کفایتی ها،حامد کرزی، از مردم
خواسته است که به گونهء غیرقانونی و به وسیلهء قاچاقچیان انسان به
کشورهای خارج سفر نکنند.
وی در
حالی ابراز تأسف خود را به خاطر ۴۴ کارگر افغان که اخیراً قصد
داشتند به جستجوی کار، از طریق پاکستان به ایران بروند. در نزدیکی
شهر کویتهء پاکستان در میان یک کانتینر جان خود را از دست دادند. و
گفته میشود، حدود ۴۰ فرد دیگری که در میان این کانتینر در حال
بیهوشی بودند، به بیمارستانهای شهر کویته منتقل شدند. اعلام کرد:
که این بار نخست نبود که جوانان این کشور با مظلومانه ترین نوع
مرگ، جان های خود را از بیکاری و فقرکه دولت این کشور تا هنوز
نتوانست راه حلی به آن سراغ نماید، از دست میدهند.
در
این حکومت مافیایی، میلیونها نفر بیکار اند، تعدای که دنبال کار
راه کشورهای همسایه و حتی کشورهای عربی و اروپایی را پیش میگیرند،
افراد جوان هستند که به گونهء غیرقانونی و همراه با قاچاقچیان
انسان از بیکاری، افغانستان را به تصمیم مرگ و زندگی ترک می گویند.
سرانجام سایهء اندوهگین مرگ سراغ روزگار تلخ شان را میگیرد و جان
شیرین شان را به کام خود میکشاند.

بار
هاست که ما شاید ده ها خبر درمانده گی از بابت افغان بودن هستیم
اما گوش کر مقامات افغان نه گریه و زجر کودک چند ماه الی چندساله
را میشنود و نه ترحمی بر جوانان این کشور دارد. "زربی بی" مهاجر
زن، افغان و ده ها جوان افغانی دیگر را در حکومت اسلامیست ایران
اعدام میکنند، یا میگویند اطفال افغانی را پلیس ایتالیا از فاضلاب
دریافت نموده و به صدها درد پنهان دیگر. اما این اخبار در اوضاعی
نشر میشود که این حکومت مزدور و آلهء دست آی. اس آی، توان حمایت از
مردم زجر کشیده را ندارد.
کرزی
که اساس دولتش برای تعهدات سیاسی و مافیای بودن گذاشته شده بود،
مسألهء نان، آب، روزگار، بی روزگاری، کار و مرگ برای دریافت لقمهء
نان را برای کسب قدرت سیاسی و تمایل به آبهای گرم آسیایهء میانه در
محراق مسایل اجتماعی جا نداده بود و یا جا نداشت تا بندی را در
قرارداد، نفوذ نیروی های بیرونی به افغانستان در رابطه بگنجاند.
هر
چند از نظر من: "شاید هر کسی به جای کرزی باشد، نتواند کاری را
بنابر نداشتن دست باز و یا آشکارا تر نسبت استعمار در قالب (تامین
دیموکراسی نوین) در افغانستان انجام دهد". ولی استقلالیت هم در
اوضاع کنونی و بدون موجودیت نیروهای بیرونی به دلیل قدرت و رشد
سریع دوبارهء تروریزم و طرح پلان زمانی برای انجام هدفهای پنهان
ناممکن است. هر چند حالا افغانستان قربانی تروریزم و تجاوز نه، که
قربانی مشکلات درونی کشورهای همکار در از بین بردن ترویزم شده است.
توجه به وضعیت مردم و فقر در رده های پایانی و موارد مربوط به
زندگی جوانان که اصلاً مسألهء بحث برانگیز نه برای خارجی هاست و نه
برای این دولت مستعمره.
از
جمع خدمات تقریباً هشت سالهء دولت فاسد کرزی، بعد از سقوط رژیم
سیاه طالبان، برای جوانان تنها و تنها ایجاد وزارتی به نام جوانان
که در اول مستقل و اکنون به نام فرهنگ و جوانان یاد میگردد،
میباشد. هر چند اساس این وزارت هم در پی معامله یی با جبههء متحد
دررأس استاد ربانی صورت گرفت و خانم افضلی که زمانی از زنان همسنگر
جهاد است، به پاس خدمات ظاهرانه به زنان، شلاق ماهرانه به استاد
ربانی و سوء استفاده از نفوذ استاد و جبههء متحد در سایر ولایات
خصوصاً بدخشان اساس گذاشته شده بعد از ختم زدوبند های سیاسی به
معینیت جوانان تشکیل خورد گردید و مدغم به وزارت فرهنگ و جوانان به
مدیریت خرم (سرباز حزب اسلامی) نه که، ترقی نکرد بل عکس در عمق
افکار بنیاد گرایی آنقدر فرو رفت که نمیدانم چی آیندهء سیاهی را از
این زمامداری به تاریخ خواهیم سپرد؟
مرحلهء جوانی چه از نظر اقتصادی و اجتماعی و چه از نظر عاطفی و
روانی در زندگی آیندهء فرد تأثیراتی غیر قابل انکار دارد که میشود
این تاثیرات با افکار منفی ظاهراً فریبنده مثبت انواع ناهنجاري ها
را در بين جوانان رشد دهد که هم اکنون ما دچار آن هستم. در سالهاي
اخير قاچاق انسان و اعتياد از عمده ترین پديده هاي این نا هنجاری
هاست.
خجالتم آمد که شنیدم، کرزی به مرگ جوانان تأسف میکند، مگر که قاضی
خاین او دستور بیست سال زندان کامبخش را نداد، آیا این مرگ تدریجی
نیست؟

هر
کسی حق آزادی و امنیت شخصی دارد هیچ کسی را نمی توان خود
سرانه(بدون مجوز) دستگیر یا بازداشت (زندانی) کرد، هیچ کسی را نمی
توان سلب آزادی کرد مگر به جهات و طبق آئین دادرسی مقرر به حکم
قانون." ماده 9 کنوانسیون حقوق سیاسی و مدنی (ICCPR)
"هر
کس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد." ( ماده 3 اعلامیهء جهانی
حقوق بشر)
"آزادی حق طبیعی هر انسان است. این حق جزء آزادی دیگران و مصالح
عامه که توسط قانون تنظیم می گردد، حدودی ندارد. (مادهء 24 قانون
اساسی افغانستان)

معمولاً جوانان داراي یک حریم خصوصي هستند كه در آن خيلي اتفاقات
مي افتد ولی نظر به شرایط و یا فضای ماحول خود نمي توانند آنرا
بیرون کنند و اگر کنجکاوی و یا درایت فکری در کاربود، تلاش شان در
حکومت های مستبد مثل حکومت فعلی افغانستان که هر حرکتی را با مذهب
تعریف و توصیف کرده جرم و هنجار شكني حسابش می شمارند. این گونه
حکومت ها سر نوشت هر انسانی را برای بقای کاذب خود تباه کرده اند
که افغانستان و ایران از جمع نمونه های بارز آنند.
هر
چند بیکاری نه تنها در کشور های توسعه نیافته معضل نیست که تعدادی
از مردم درکشورهای صنعتی هم از این پدیده رنج میبرند اما در
افغانستان متأسفانه نه تنها برای
رفع
بیکاری و کمک به بیکاران جامعه کاری صورت نمیگرد بلکه در طی این
همه سال های حکومت کرزی این مشکل افزایش یافته است.
بیکاری تنها مشکل اجتماعی نیست بلکه سبب بالارفتن گراف نا امنی ها
در کشور شده است و از عدم رسیدگی به این مشکل احتمال رجوع گروه های
بیکار به صفوف مخالفان دولت متصور است و برخورد متحجرانهء دولت
شاید بیش از این هم باعث دوگانه کردن زندگي مردم شود تا عادت كنند
که بیرون مدرن و دورن قبیلوی دارند. |